اينجا با صراحت همه را به خداى واحد نسبت داده است .
لَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنى
مر او راست نامهاى نيك اين عبارت تعليل ديگرى براى عموميّت و ثبوت همهى صفات خداست كه اجمالا استفاده شد .
زيرا اگر همهى صفات كمال براى خدا ثابت نباشد يا بعضى از صفاتش محيط نباشد اسم آن صفت و اسم اين كمال از خداوند سلب مىشود ، آن وقت ديگر همهى اسماى حسنى نمىتواند در خداوند منحصر باشد . « 1 »
هامش
( 1 ) در قرآن كريم علاوه بر اين كه پيش از يك صد نام نيك ( صفت نيك ) براى خدا ياد شده در چند سوره از جمله سوره اعراف آيه 180 و اسراء آيه 110 و حشر آيه 24 و همين جا ( طه آيه 8 ) به اسماء الحسنى اشاره شده است .
كه اشاره به جامعيّت اللّه است در همه صفات و همين بيانگر آنست كه اسماء اللّه كه از نظر دستورى و معنايى صفات اللّه هستند ، نمود و ظهور ذاتىاند ، پس عين ذاتاند .
چنان كه علّامه طباطبايى در الميزان مىنويسد ، صفات خداى تعالى عين ذات اوست و همچنين هر يك از صفات عين صفت ديگر اوست .
و هيچ تمايزى ميان آنها نيست ، مگر به حسب مفهوم . . . . پارهاى از صفات خدا آن صفاتى است كه عين ذات اوست نه زايد بر ذات مانند حيات ، علم و قدرت ، پارهاى ديگر صفاتى است كه تحقيقشان محتاج به اين است كه ذات قبل از تحقق آن صفات محقّق فرض شود مثل خالق و رازق كه صفت فعلى است كه اين گونه صفات زايد بر ذات و منتزع از مقام فعلند .
( ترجمه الميزان ج 8 ص 459 ) .
اما تعداد اين اسماء در احاديث اهل سنّت و شيعه 99 نام ذكر كردهاند . در احكام القرآن بر طبق تحقيق ابن العربى 146 نام در قرآن آمده در طبق شمارش الميزان 127 و طبق فرهنگ موضوعى قرآن 153 . در جوشن كبير 1001 نام الهى آمده است كه يكى نام ذات اللّه است صفات ( ولى همه صفات ذاتى و اوّليّه نيستند بلكه صفات فعلى مىباشند ) .
نگارندگان معتقدند ظهور اسماء الحسنى طبق آنچه از معصوم وارد شده و در سوره حمد آمده است انسان كامل است كه جامع تجلّيات الهى است و هم صفات ذاتى و فعلى حقّ در او مكنون است كه هر كه آنها را ببيند خدا را ديده است .