و « شقاء » به معناى خستگى و رنج است ، به طرق متعدّد وارد شده كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بر روى اطراف انگشتان پاهايش مىايستاد تا جايى كه دو پايش ورم كرد و صورتش زرد شد و همهى شب را بيدار بود و عبادت مىكرد تا جايى كه ( به واسطه اين آيه ) مورد عتاب و سرزنش قرار گرفته ( بر مبناى آن ) خداى تعالى فرمود :
ما أَنْزَلْنا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقى
.
إِلَّا تَذْكِرَةً
استثناى منقطع يا ( استثناى ) مفرّغ است ، مفعول له « لتشقى » يا مفعول به « ما أنزلنا » است مشروط بر اين كه « لتشقى » حال از « القرآن » ، يا از مجرور « عليك » باشد ، يا استثناى مفرّغ و حال از فاعل « انزلنا » يا از مجرور « عليك » يا از « القرآن » يا از فاعل « تشقى » مىباشد ، يعنى جز يادآورى نيست .
لِمَنْ يَخْشى
براى آگاهان خاشع ، زيرا خوف ، به معناى خاصّ از صفات نفس است و آن تا جايى است كه نفس عالم نگردد ، كه اگر در واقع و حقيقت عالم گشت خوف نفس تبديل به خشيت مىشود ، چنانچه اگر به صورت مكاشفه و مشاهده در بيايد خشيت تبديل به هيبت مىشود . « 1 »
هامش
مصطفى صلّى اللّه عليه و آله فهميده مىشود كه دليل به نوع خطاب و مخاطب است .
( 1 ) چنانچه مصطفى در قنوت گفت : خدايا ، شرّ و بدى را به تو چه راه و شرير را با تو چه روى . تفسير ادبى و عرفانى كشف الاسرار .