وفاق و خلاف با آنست مقصود از آيه چنين مىشود : كافرين به ولايت ، اطاعت كسانى غير على عليه السّلام را به گردن گرفتند تا آنان برايشان موجب عزّت باشند ، ولى چنين نيست بلكه آنان در اطاعت از خدايانشان كافر گشته و بر ضد آنان خواهند شد ، آن موقعى است كه آنان را در اعراف ، يا در قيامت ، يا در آتش ، يا در حال احتضار ذليل و مردود ببينند ، على عليه السّلام را در بالاترين مراتب عزّت ببينند ، در خبر به آن اشاره شده است .
چون رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بر كفّار اندوهناك بود و بر انحرافشان تأسّف مىخورد و گويا كه تصميم گرفته بود نفرين كند خداى تعالى جهت دلدارى او و تأخير نفرين فرمود :
أَ لَمْ تَرَ
با چشم و ديد باطنى آيا نمىبينى ؟
أَنَّا
كه ما ، ( نه غير ما )
أَرْسَلْنَا الشَّياطِينَ عَلَى الْكافِرِينَ
شياطين را بر كافرين فرستاديم ديگر چرا حسرت مىخورى ؟ يا در عذاب آنان شتاب مىكنى ؟
تَؤُزُّهُمْ أَزًّا
« أزّت القدر » از باب « نصر » و « ضرب » جوشش ديگ شدت گرفت ، « ازّت السّحابة » يعنى ابر از دور صدا كرد ، « ازّ النّار » يعنى آتش را افروخت ، « ازّ الشّىء » چيزى را به شدّت حركت داد ، « ازّ » ضربان رگها نيز مىباشد .
پس حالا كه مىبينى ما شياطين را بر كفّار فرستاديم ديگر