آنچه كه در دنيا داشته دستش از همه خالى شده ، از آنچه كه ادّعا مىكرد در آخرت به او داده مىشود چيزى حاصل نمىگردد .
وَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ آلِهَةً
عطف بر « قال لأوتينّ » يا بر « كفر بآياتنا » مىباشد ، جمع ضمير « اتّخذوا » به اعتبار معناست ، چون مقصود از « الّذى كفر » جنس كافر است ، نه فرد مخصوص ، يعنى كافران به جاى خدا خدايانى گرفتند .
لِيَكُونُوا لَهُمْ عِزًّا
تا خدايان براى كفّار سبب عزّت گردند ، كه لفظ « عزّ » و « عزّة » با كسرهى هر دو ، « العزازة » با فتح مصدر فعل « عزّ » است يعنى عزيز گشت .
يا مقصود اين است كه كفّار به خاطر خدايان عزيز باشند .
كَلَّا
نه چنين است .
اين كلمه براى ردع و منع آنان از اين گمان است .
سَيَكْفُرُونَ بِعِبادَتِهِمْ
خدايان يا كفّار خيلى زود فرا مىرسد كه پرستش ايشان را انكار كنند .
« هم » ضمير مضاف اليه در « بعبادتهم » محتمل دو وجه است بنا بر هر يك از دو وجه خدايان با كفّار .
وَ يَكُونُونَ عَلَيْهِمْ ضِدًّا
خدايان يا كفار مخالف كفار يا خدايانند .
و چون منظور از هر منظور و مقصودى عبارت از ولايت و