« نَحْشُرُ الْمُتَّقِينَ إِلَى الرَّحْمنِ »
.
لفظ « وفدا » جمع است مانند « ركب » و « صحب » حال از « متّقين » است ، يا مصدر است به معناى جمع وصفى و حال يا مصدر مفعول مطلق است بدون اين كه از لفظ فعلش باشد ، يا تقدير « حشر وفد » است . « 1 »
وَ نَسُوقُ الْمُجْرِمِينَ إِلى جَهَنَّمَ وِرْداً
و گناهكاران را به صورت پياده و تشنه ( به مانند چارپايان ) به سوى جهنّم برانيم .
لفظ « ورد » مصدر است ، به معناى مشرف شدن بر آب خواه داخل بر آب بشود و خواه نشود ، اسم جمع است به معناى جماعتى كه وارد بر آب شوند و آن حال يا مصدر مانند « وفد » است .
و در استعمال لفظ « حشر » و در آنجا و « سوق » كه جز براى چهارپايان نيست در اينجا نكتهاى است كه براى اهل ذوق مخفى نيست ، آن احترام و بزرگداشت در آنجا و توهين در اينجا است .
ضمنا « يحشر » و « يساق » به صورت مفرد مذكّر غايب به صيغهى مجهول ، در آن صورت « متّقون » و « مجرمون » به حالت
هامش
( 1 ) نقل شده كه بعضى بر مركوب عبادات و طاعات سوار باشند و برخى بر مراكب همم عليا كه مقصد آنها قرب جوار حقّ تعالى است ، جماعت اوّل بهشتجويانند و طايفه دوّم خداطلبانند كه آنان را به قرب رحمان خوانند ، بسيار فرق است بين طالب جنان و طالب رحمان .
منهج الصّادقين .