پروردگارت يك امر حتمى و نافذ شده است مطلب را با تأكيدهاى متعدّد و مؤكّد نمود ، لكن گاهى بر انسان جذبهاى از جذبات رحمان عارض مىشود كه اثرى از دنيا و آتشهايش ، از برزخ و عقبههايش .
و از اعراف و مشاهداتش باقى نمىگذارد ، كه در اين صورت ورود حتمى منسوخ در حقّ او برداشته مىشود .
آنچه كه وارد شده كه آتش به مؤمن مىگويد : عبور كن و بگذر اى مؤمن نور تو شعلهى مرا خاموش كرد اشاره به دنيا و خواستههاى نفس يا اخلاق رذيله و پست ، يا برزخها است .
همچنين است گفته معصوم عليه السّلام كه فرمود : « 1 » ما از آتش عبور كرديم و گذشتيم در حالى كه آن خاموش بود . « 2 »
ثُمَّ نُنَجِّي الَّذِينَ اتَّقَوْا وَ نَذَرُ الظَّالِمِينَ فِيها جِثِيًّا وَ إِذا تُتْلى عَلَيْهِمْ آياتُنا
سپس آنانى را كه تقوى ورزيدند نجات مىدهيم ، ستمكاران را در آنجا ( در حال ) به زانو افتاده وامىگذاريم .
اين از آن روست كه چون بر آنها . . . آيات تدوينى به صورت مطلق ، يا آياتى كه در مورد ولايت على عليه السّلام است بر
هامش
( 1 ) تفسير نور الثّقلين ج 3 ص 353 .
( 2 ) چنان كه معصوم عليه السّلام فرمود : ما از آتش عبور كرديم همهى ما پيوسته و مدام از دوزخ و بهشت عبور مىكنيم ، چون مرگ چيزى جز تغيير لباس نيست ؛ پس نيازى بر تفسير خيال و انديشهها نيست ، دوزخ و بهشت در قيامت با خود ماست .