تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩
و بدى حال مؤمنين به خاطر آنست كه اقرارشان باطل است ، چنانچه اين گمان ، شأن اهل زمان در هر زمان است . و اين يك گمان فاسد است ، زيرا خوبى حال در دنيا و زيادى حظّ و نصيب دنيوى مانع از حصول لذّت‌هاى اخروى و موجب هلاكت در آخرت است ، اين مانند شهدى است كه در آن سمّ نامحسوسى بوده باشد . از امام صادق عليه السّلام آمده است كه فرمود : رسول خدا قريش را به ولايت ما فرا خواند ، پس فرار كردند و انكار نمودند ، پس كفّار قريش به مؤمنين كه اقرار به امير المؤمنين و به ما اهل بيت نموده بودند گفتند : كدام يك از ما دو گروه جاى بهتر و زندگى و دنياى بهترى دارد ، اين سخن را از باب سرزنش و عيب كردن مىگفتند . پس خداى تعالى در مقام ردّ بر آمد ، فرمود :
وَ كَمْ أَهْلَكْنا قَبْلَهُمْ مِنْ قَرْنٍ هُمْ أَحْسَنُ أَثاثاً وَ رِءْياً
« 1 » لفظ « رءيا » با كسره‌ى راى مهمله و سكون همزه ، « ريّا » با كسره‌ى را و تشديد يا ، « ريا » با كسره‌ى را و تخفيف يا ، « زيّا » با كسره‌ى زا معجمه و تشديد يا خوانده شده و همه‌ى اين‌ها به معناى منظر يا چيزى است كه موجب تجمّل و زيبايى است ، يعنى : چه بسا پيش از آنان نسلهايى را كه خوش‌سازوبرگ‌تر و خوش بودند نابود كرديم .
هامش
( 1 )بر مال و جمال خويشتن تكيه مكن * كان را به شبى برند و اين را به تبى