و كافر و تمييز مؤمن از كافر در عالم كبير است ، و امّا در عالم صغير نيروهاى دامى و ددى و قواى شيطانى كه كارشان كفر به عقل است نيرويشان را انفاق مىكنند تا ساير قوا را از راه عقل كه راه خداست بازدارند ، و آن قواى پست گرايششان متوجّه به پايين است كه سراى شياطين و جنّ و درهاى جهنّم مىباشد كه شخص را به دوزخ مىكشاند ؛ و در خبر اشاره به تعميم انفاق در مال و يا قواى وجودى است .
و آن حشر براى اين است كه :
لِيَمِيزَ اللَّهُ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ وَ يَجْعَلَ الْخَبِيثَ بَعْضَهُ عَلى بَعْضٍ
خدا پليد را از پاكيزه جدا سازد و پليدان را بعضى با بعضى ديگر درآميزد ، چون عالم سفلى و پايين تنگ است و وسعت ندارد ( همه با هم در آميخته مىشوند )
فَيَرْكُمَهُ جَمِيعاً
پس آن را كم و فشرده قرار مىدهد .
فَيَجْعَلَهُ فِي جَهَنَّمَ
يعنى بعد از انتهاى حشر و تراكم ، آنها را در جهنّم قرار مىدهد .
أُولئِكَ هُمُ الْخاسِرُونَ
آنها زيانكارانند .
اين بيان در موضع تعليل است ، و اسم اشاره آوردن مسند اليه به جاى ضمير براى احضار حال رسوا و زشت آنهاست تا اشعار به علّت حكم باشد ، و معرفه آوردن مسند و ضمير فصل براى تأكيد و حصر است .
قُلْ لِلَّذِينَ كَفَرُوا
در حالى كه آنها را مورد خطاب قرار مىدهى به آنها اين سخن را بگو كه :
إِنْ يَنْتَهُوا يُغْفَرْ لَهُمْ ما قَدْ سَلَفَ
اگر از اين كار بازايستيد