تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 422

مساهمون:

ص٤٢٢
است كه از مترتّب شدن عذاب اليم بر عدم ايمان استفاده مىشود ، گويا كه گفته است : اگر ايمان نداشتن مستلزم عذاب دردناك است پس چرا از هيچ شهر و قوم پيامبرى جز قوم يونس ايمان نياوردند ؟
فَنَفَعَها إِيمانُها إِلَّا قَوْمَ يُونُسَ
استثناء قوم يونس به اعتبار معنى نفى است نه باعتبار سرزنش و توبيخ .
لَمَّا آمَنُوا
جواب سؤالى است كه گويا گفته شده : چه بوده است حال قوم يونس ؟ و چه بر سر آنها آمده است ؟ و ممكن است جمله حال از « قوم يونس » باشد .
كَشَفْنا عَنْهُمْ عَذابَ الْخِزْيِ
« خزى » يعنى رسوائى و فضيحت كه در اين صورت اضافه به تقدير لام است ، يا به معنى بلا است كه در اين صورت اضافه بيانيه مىباشد .
فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ مَتَّعْناهُمْ إِلى حِينٍ
يعنى آنها را تا وقت اجل‌هاى مقدّر و مرگشان از زندگى دنيوى بهره‌مند مىسازيم . داستان قوم يونس و انكارشان نسبت به او و نفرين يونس بر آنها ، شرح مفصّلى دارد ، خلاصه مطلب اينكه يونس براى قوم در خواست نزول عذاب نمود ، خداوند دعاى يونس را در اين مورد اجابت نكرد . يونس دوباره و بارهاى متعدّد براى آنان در خواست عذاب كرد ، تا اينكه خداوند دعايش را مستجاب نمود ، سپس يونس با « تنوخا » ى عابد مشورت كرد و عابد درخواست عذاب قوم يونس را تصديق كرد و او را تشويق نمود كه درخواست عذاب كند ، چون آن عابد عالم نبود . سپس