تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 42

مساهمون:

ص٤٢
صغير از دخول در مسجد الحرام كه آن سينهء متصل به قلب است منع مىكنند ، يا اعراض مىكنند . بنا بر اين اگر مورد نزول ، در مورد شخص خاص هم باشد ، مقصود عامّ است و شامل امّت منافق و منحرف تا انقراض عالم مىشود .
وَ ما كانُوا أَوْلِياءَهُ
آنها اولياى خدا نيستند و بىجهت افتخار مىكنند به اينكه آنها اهل بيت هستند ، و يا افتخار مىكنند به اينكه آنها دوستدار محمّد صلّى اللّه عليه و آله هستند در حالى كه حقّ على عليه السّلام را غصب كردند .
إِنْ أَوْلِياؤُهُ إِلَّا الْمُتَّقُونَ
اولياى خدا جز تقواپيشگان نيستند ، چه تقواى عامّ يا خاصّ باشد .
وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ
لكن آنها معنى ولايت بيت را نمىدانند ، و نمىدانند كه ولايت بيت مخصوص كسى است كه از شرك و پيروى نفس و هواى نفس بپرهيزد .
وَ ما كانَ صَلاتُهُمْ عِنْدَ الْبَيْتِ إِلَّا مُكاءً وَ تَصْدِيَةً
« مكاء » به معنى صفير و
تَصْدِيَةً
به معنى كف زدن است ، آنها عريان طواف خانه خدا مىكردند و بين انگشتانشان را پنجره پنجره مىكردند ( شايد بين انگشتان را كه بر عضو مخصوص مىگذاشتند باز مىگذاشتند تا ديده شود ) و فرياد مىكردند و دست مىزدند . و اين كار را وقتى انجام مىدادند كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نماز مىخواند و آنها فريادشان را با صداى پيامبر مىآميختند كه كسى صداى پيامبر را هنگام نماز نشنود .
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 42 | سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه ) / رضاخانى / حشمت الله رياضى