تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 41

مساهمون:

ص٤١
افسانه‌هاى پيشينيان نيست كه افسانه‌ها به اساطير كنايه مىشود .
وَ إِذْ قالُوا اللَّهُمَّ إِنْ كانَ هذا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِنْدِكَ فَأَمْطِرْ عَلَيْنا حِجارَةً مِنَ السَّماءِ أَوِ ائْتِنا بِعَذابٍ أَلِيمٍ
بعضى گفته‌اند : گويندهء اين سخن قبل از هجرت در مكّه بود هنگامى كه نبىّ صلّى اللّه عليه و آله ادّعاى نبوّت نمود و به قريش وعده داد كه آنها به تصديق نبىّ صلّى اللّه عليه و آله مالك ملوك زمين مىشوند . و بعضى معتقدند كه گويندهء اين سخن « نضر » يا ابو جهل ، در روز بدر بوده ، و بعضى گفته‌اند در غدير خم بوده است و نيز برخى گفته‌اند : در مدينه بعد از غدير خم بوده است .
وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فِيهِمْ وَ ما كانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ
يعنى اينكه آنها دو گونه امان از عذاب دارند . يكى وجود تو در ميان آنها ، و ديگرى استغفار ، پس تا چندى كه تو در بين آنها هستى عذاب نمىشوند ، و تا چندى كه استغفار كنند باز عذاب نمىشوند ، و تكرار فعل و اختلاف آن دو در خبر اشاره به اين است كه هر يك از آن دو ، امان مستقلّى است ، و امان اوّل تمام‌تر و قوىتر است . زيرا كه آوردن لام جحد در خبر « كان » براى مبالغه است .
وَ ما لَهُمْ أَلَّا يُعَذِّبَهُمُ اللَّهُ
يعنى مهلت دادن خدا به آنها به واسطهء سببى از خود آنها نيست ، بلكه آنها از جانب خودشان فقط مستحقّ عذابند .
وَ هُمْ يَصُدُّونَ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ
يعنى مردم را از بقعهء مخصوص يا از نبوّت نبىّ صلّى اللّه عليه و آله منع مىكنند ، و مردم را در عالم