يعنى مأمور شدهام از كسانى باشم كه مطيع و فرمانبردار حكم خدا هستند .
فَكَذَّبُوهُ
بعد از اتمام حجّت او را تكذيب كردند چنانچه در ابتداى دعوت نيز او را تكذيب نمودند .
فَنَجَّيْناهُ وَ مَنْ مَعَهُ فِي الْفُلْكِ
يعنى او و پيروانش را از آزار قومش يا از غرق نجات داديم .
وَ جَعَلْناهُمْ خَلائِفَ
و آنها را جانشينانى براى خودم يا براى هلاكشدهها و از بين رفتهها قرار داديم .
وَ أَغْرَقْنَا الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا فَانْظُرْ كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُنْذَرِينَ
و تكذيبكنندگان آيات ما را غرق كرديم ، پس بنگر كه عاقبت آنها چگونه شد تا به يارى ما تسلّى خاطر و اطمينان پيدا كنى .
ثُمَّ بَعَثْنا
عطف باعتبار معنى و مفاد حكايت است ، گويا كه گفته است : نوح را به سوى قومش فرستاديم ، سپس بعد از آن رسولانى را به سوى قومشان فرستاديم .
مِنْ بَعْدِهِ رُسُلًا إِلى قَوْمِهِمْ فَجاؤُهُمْ بِالْبَيِّناتِ
آن رسولان معجزاتى آوردند كه دلالت بر صدق آنها مىكرد ، يا مقصود احكام نبوّت است كه متعلّق به قالب مىباشد نه قلب ، زيرا آن احكام بيّنات ناميده مىشود چنانچه احكام قلب « زبر » « 1 » ناميده مىشود .
هامش
( 1 ) زبر جمع زبور است و مزامير داود از اين گونه است .