او خداوندى است كه شب تار را براى آسايش و روز روشن را ( براى امرار معاش ) مقرّر فرمود كه در آن گردش روز و شب نشانههاى قدرت خدا براى مردمى كه سخن خدا را بشنوند پديدار است ،
كافران قائل شدند كه خدا فرزندى اتّخاذ كرده است ( چنين نيست ) او منزّه است و هم بىنياز كه هر چه در آسمانها و زمين است همه ملك خدا است و شما كافران و مشركان كه براى خدا فرزند قائليد بر قول خود هيچ دليلى نداريد . آيا بىدليل و از روى جهالت نسبت به خدا چنين سخن مىگوئيد ؟
بگو اى رسول ما هرگز آنان كه به خدا چنين نسبت دروغى دهند رستگارى ندارند ،
اين گفتار باطل همه براى طمع دنيا است . سپس ( مرگ كه فرارسد ) مرجعشان به سوى ما خواهد بود تا آنها را به كيفر كفرشان عذابى سخت بچشانيم .
تفسير
أَلا إِنَّ لِلَّهِ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ
تأكيد عزّت خداى تعالى است و از اين جهت حرف عطف نياورده و آن را تأكيد كرده است ، و از سوى ديگر تمهيد و مقدّمه و به منزلهء تعليل است براى قول خداى تعالى :
وَ ما يَتَّبِعُ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ شُرَكاءَ إِنْ يَتَّبِعُونَ
جملهء « ان يتّبعون » تأكيد « ما يتّبع » اوّل است بنا بر اينكه « ما » نافيه باشد . و قول خداى تعالى :
إِلَّا الظَّنَّ
استثناء از « ما يتّبع » است ، يا اينكه قول خداى تعالى : « ان يتّبعون » مستأنف است و استثناء نيز از همين جمله است . و لفظ « ما » در « ما يتّبع » استفهاميه است ، يا موصوله است و بر « من فى السّماوات » عطف