( از حوادث آيندهء عالم ) و هيچ اندوهى ( از وقايع گذشتهء جهان ) در دل آنها نيست .
آنها اهل ايمان و خدا ترسند ،
آنها را از خدا پيوسته بشارت است هم در حيات دنيا و هم در آخرت . سخنان خدا را تغيير و تبديلى نيست كه اين فيروزى بزرگ نصيب دوستان خدا است ،
اى رسول ما غم مخور و سخن و طعن منكران خاطرت را غمگين نساز ، هر عزّت و اقتدارى مخصوص خدا است او به همهء گفتار خلق شنوا و به همهء احوال دانا است .
تفسير
وَ ما تَكُونُ فِي شَأْنٍ
شأن عبارت از مراتب انسان و مقامات او است كه در انسان كامل حاصل شده و در ناقص به صورت مكمون و نهفته است ، و نيز شأن عبارت از احوالى است كه بر حسب مقامات انسان عارض او مىشود .
وَ ما تَتْلُوا مِنْهُ
آنچه را كه از كتاب ، يا از شأن و احوال خويش يا از سوى خدا مىخوانى .
مِنْ قُرْآنٍ
از قرآن ، تخصيص خطاب ردّ اين دو فقره به نبىّ صلّى اللّه عليه و آله براى اين است كه تلاوت قرآن از خدا يا از شأن مختصّ او است و نيز ابتداء تلاوت از كتاب و آگاهى به شئون و مراتب مخصوص او است و به خلاف عمل كه ديگران در آن شركت دارند .
وَ لا تَعْمَلُونَ مِنْ عَمَلٍ إِلَّا كُنَّا عَلَيْكُمْ شُهُوداً
و كردارى را انجام نمىدهيد ، خطاب يا بين پيامبر و مردم يا بر گرداندن خطاب است از نبىّ به سوى مردم ، زيرا كه شهود اعمال آشكار و جلى او از شهود شئون خفى او استفاده مىشود .