لفظ « يوم القيمة » ظرف مستقرّ و حال از لفظ « ما » است ، چون لفظ « ما » در معنى ، مفعول « ظنّ » و در معنى حدوث است ، و اگر اين ظرف متعلّق به « ظن » باشد ، مفيد خلاف مقصود مىگردد ، زيرا مقصود تهديد آنها بر اعتقادشان است كه نتيجهء آن اعتقاد صدور اعمالى است كه با اعتقاد به پاداش روز قيامت منافات دارد و همچنين اگر ظرف متعلّق به « يفترون » باشد ، معنى را تباه مىسازد ، و معنى آيه چنين است :
به گمان كسانى كه بر خدا افتراء مىبندند چه جزائى در انتظار آنها است در حالى كه آن جزا در روز قيامت ثابت است .
ممكن است ظرف لغو باشد به تقدير « فى » يا « لام » و متعلّق به « ظنّ » يا « يفترون » باشد ، و معنى آن اين است : چه چيز است گمان كسانى كه در حقّ روز قيامت يا براى روز قيامت افتراء مىبندند .
و لفظ « ظنّ » به صورت فعل ماضى خوانده شده ، و اين كلمه در مبالغه و تشديد در تهديد در ميان عرب و عجم مثل شده است .
و چون كسانى را كه با آراء خود در احكام خدا تصرّف مىكنند به صورت مبالغهآميزى تهديد نمود ، و از طرفى كمتر كسى پيدا مىشود كه به زبان حال يا قال در عالم صغير يا كبير از تصرّف در احكام خدا جدا شود ، لذا مقام به مقام يأس و نوميدى نزديك مىگردد . در حالى كه آنچه كه مطلوب است مخلوط شدن خوف با رجا است تا عاصى استغفار را ترك نكند ، و
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 384
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
ص٣٨٤