نفى جنس است كه با اسم جنس تركيب شده است « 1 » .
إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ
خبر « لا » است ، بنا بر اينكه اسم « لا » مرفوع خوانده شود « لا » عمل « ليس » انجام مىدهد يا به سبب تكرار از عمل ملغى مىشود ، و محتمل است عطف بر لفظ « مثقال » باشد بنا بر اينكه با فتح خوانده شود ، و بر محلّ آن عطف شود ، بنا بر اينكه به رفع خوانده شود ، و در اين هنگام استثناء منقطع خواهد بود .
أَلا إِنَّ أَوْلِياءَ اللَّهِ
جواب سؤالى است كه اينجا پيش مىآيد و آن اينكه آيا كسى بدون خطر باقى مىماند ؟
لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ
در مورد خوف و حزن و وجه نفى نمودن آن دو از اولياء ، و وجه اختلاف در دو طرف عطف ( لا خوف ، لا هم يحزنون ) در روش تعبير و اداء مطلب پيش از اين شرح داده شد .
الَّذِينَ آمَنُوا
كسانى كه با انجام بيعت خاصّ و قبول دعوت باطنى و دخول در امر ائمه و دخول ايمان در قلوب آنها ايمان آوردند ، نه كسانى كه دعوت ظاهرى را پذيرفته و با بيعت عامّ نبوى بيعت كرده و داخل در اسلام شدند ، بدون اينكه در ايمان داخل شده باشد .
وَ كانُوا يَتَّقُونَ
با آوردن فعل مضارع « يتّقون » روش و اسلوب را تغيير داد تا اشاره به اين باشد كه ايمان چيزى است كه
هامش
( 1 ) به جلد اوّل شرح لاى نفى جنس مراجعه شود .