براى شما فرستاده حرام و حلال قرار داديد ، بدين گونه كه حرام و حلال را از پيش خود تأسيس نموديد و بعضى از چهار پايان را بطور مطلق حرام كرديد ، و بعضى را بر بعضى از افراد انسان حرام كرديد و نيز مقدارى از كشتزار را حرام كرديد ، و نيز از پيش خود علم چيزى را كه نمىدانيد حرام نموديد ، چون شما دشمن چيزى بوديد كه آن را نمىدانيد ، نظير كسانى كه خود را شبيه فقهاء كرده و امثال علم كلام و هيئت را حرام نموده و آن را منع كردهاند ، و مانند فيلسوفنمايانى كه حكمت حقيقى و علوم شرعى را به غير از اصطلاحات و قياسهاى خودشان كه از پيشينيانشان گرفتهاند ، حرام كردهاند . و مانند صوفى نمايان كه جز آنچه را كه از اقرانشان گرفتهاند حرام نمودهاند .
لكن عالم حقيقى كه جامع همهء اين علوم است ، هيچ يك از اينها را تحريم نمىكند . بلكه همه را حلال مىداند مشروط بر اينكه اخذ اين علوم طبق پيروى و تقليد از انبياء و اوصياء و نايبهاى آنان باشد ، و اخذ آن با اجازهء آنها صورت گيرد . عالم حقيقى مىگويد همهء علوم در صورتى كه از اهلش و بر وجه صحيح گرفته شود ، حلال است ، و اگر از اهلش يا بر وجه صحيح گرفته نشود حرام است ، و عالم حقيقى مىگويد : حلال چيزى است كه خداوند آن را حلال كرده و حرام ، چيزى است كه خداوند آن را حرام نموده است . و بيانكنندهء حلال و حرام نبىّ يا كسى است كه از جانب نبىّ با واسطه يا بدون واسطه مأذون و مجاز است ، زيرا كه اذن و اجازه همانطور كه عمل را تصحيح مىكند علم را نيز اصلاح مىكند و ظنّ را جانشين علم بلكه
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 381
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
ص٣٨١