تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 379

مساهمون:

ص٣٧٩
به آنها بشارت داده شده ، پس گويا كه دو شىء مغاير بالذّات را به همديگر عطف كرده است ، و براى همين اقتضا است كه حرف جر تكرار شده است .
فَلْيَفْرَحُوا
لفظ « فاء » يا زايده است يا به توهّم « أمّا » يا به تقدير « أمّا » است يا حرف عطف است ، و معطوف عليه آن محذوف است كه ما بعدش آن را تفسير مىكند و اين كلام در دلالت بر اشتداد بهجت و سرور متكلّم و بر مبالغه در مقصود رساترين كلام است .
هُوَ
يعنى فضل و رحمت كه ذكر شد ، اسم اشاره و ضمير را مفرد آورد تا اشاره به اين باشد كه آن دو در حقيقت يكى هستند .
خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُونَ
مقصود صورت قرآن است ، چون آن چيزى است كه با دست خود جمع آورى مىكنند و سپس مىگويند آن از جانب خدا است در حالى كه آن از جانب خدا نيست ، چون خودشان آن را جمع كرده و با آراء فاسد خود در آن تصرّف كرده‌اند بر خلاف فضل و رحمت كه آنها را بر تصرّف آن قدرتى نيست زيرا كه فضل و رحمت از چيزهائى است كه جز پاكيزه‌ها آن را مس نتوانند كرد . ممكن است مقصود از چيزى كه جمع مىكنند حطام دنيا باشد .
قُلْ أَ رَأَيْتُمْ ما أَنْزَلَ اللَّهُ لَكُمْ مِنْ رِزْقٍ
لفظ « ما » استفهاميّه براى برانگيختن تعجّب و شگفتى است تا اشاره به