برايتان آمد ، تا شفابخش سينهها در دلها ، از وسوسههاى شيطان و گرايش به هواهاى نفس باشد ، البتّه براى كسانى كه از آن بهبودى طلبند ، شفابخش است .
وَ هُدىً وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ
و هدايت و رحمت براى مؤمنان است ، چون قرآن موعظه و شفاء و هدايت و رحمت است ، موعظه و شفا را به صورت مطلق و بدون قيد آورد ، چون موعظه عامّ است و شامل همهء مردم است ، چه از آن پند بگيرند يا نگيرند ، و همچنين شفا نيز عموميّت دارد ، و ليكن انتفاع و بهرهمندى مخصوص كسى است كه پند بگيرد و شفاخواه باشد .
از اين رو « هدى » و « رحمت » را مقيد به مؤمنين نمود ، چون آن دو مخصوص مؤمنين است و به غير مؤمنين تعلّق ندارد . و حقيقت موعظه عبارت از رسالت و احكام آن است چون موعظه به قوالب و ظواهر تعلّق پيدا مىكند ، و نسبت به همهء مردم عموميّت دارد .
حقيقت شفا نبوّت است چه كه آن به سينهها تعلّق دارد ، و از طرفى شفا نيز عامّ است و شامل همه مىشود ، و حقيقت هدايت و رحمت ولايت است ، زيرا كه رسالت و نبوّت سبب بيدار كردن خلق از غفلت و آگاه كردن آنها بر حيرت و ضلالت است ، و در رسالت و نبوّت از جهت مفهوم خودشان هدايت و رحمتى نيست ولايت سبب ارائه طريق و رساندن گمشدهء متحيّر است به راه ، بعد از آگاهى دادن او به گمراهى و تحيّرش . و پس از وصول به طريق ولايت موجب نزول رحمت لحظه به لحظه است