چون قرآن صورت همه است لذا صحيح است كه همهء اوصاف اوصاف آن قرار داده شود ، بنابراين تفسير به قرآن صحيح مىشود ، همانطور كه صحيح است اوصاف متعدّد براى موصوفهاى متعدّد باشد چنانچه ذكر كرديم و تفسير به آن موصوفها نيز صحيح است .
قُلْ
از باب خوشحالى و سرور بگو .
بِفَضْلِ اللَّهِ وَ بِرَحْمَتِهِ
بارها اين مطلب گذشت كه فضل خدا عبارت از رسالت و نبوّت است كه آن دو صورت ولايت است ، و رحمت همان ولايت است . چون نبوّت و ولايت از شئون نبىّ صلّى اللّه عليه و آله و ولىّ عليه السّلام است و با آن دو متّحد و يكى است تفسير رحمت به محمّد صلّى اللّه عليه و آله و على عليه السّلام صحيح است .
فَبِذلِكَ
لفظ « فاء » براى عطف است ، و اسم اشاره اشاره به فضل و رحمتى است كه ذكر شد ، چون خوشحالى و سرور مقتضى طولانى كردن چيزى است كه موجب خوشحالى است ، و مقتضى مبالغهء آن است لذا فاء عاطفه آورد تا ما بعدش را به چيزى عطف كند كه مغاير با آن است در حالى كه فاء عاطفه دلالت مىكند بر اينكه ما بعدش با ما قبلش متّحد است و ما بعد آن پشت سر ما قبل مىآيد ، تا اشاره به اين باشد كه ما بعد آن اگر چه با ما قبلش متّحد است ولى به اعتبار مبالغه و شدّت يافتن در داعى بر كلام مغاير با آن است ، داعى بر كلام عبارت از خوشحالى و سرور است ، يا مبالغه و اشتداد در غرضى است كه كلام بدان جهت آورده شده كه آن نيز خوشحالى كسانى است كه