تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 360

مساهمون:

ص٣٦٠
قرآن ساخته و بافتهء بشر باشد تا چه برسد به فعليّت آن ، يا اينكه حمل مصدر « افتراء » بر ذات است از قبيل « زيد عدل » . يعنى ذاتا بافتن آن نشايد .
مِنْ دُونِ اللَّهِ
غير از خدا
وَ لكِنْ تَصْدِيقَ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ
اينكه قرآن كتابهاى آسمانى را تصديق مىكند چون در عقايد و احكام با آنها موافق است . و نصب « تصديق » به علّت عطف بر خبر « كان » ( خبر كان ، ان يفترى است و تصديق عطف بر آن ) يا به تقدير « كان » است . بنا بر خلافى كه در عطف مفردى كه ( و لكن كان تصديق ) بعد از « لكن » با واو مىآيد ، يا اينكه مفعول له « انزله » مقدّر است .
وَ تَفْصِيلَ الْكِتابِ
يعنى كتاب نبوّت و احكام آن ، و بارها گذشت كه كتاب هرگاه به صورت مطلق ذكر شود اشاره به احكام نبوّت است .
لا رَيْبَ فِيهِ
حال است يا مستأنف .
مِنْ رَبِّ الْعالَمِينَ
ظرف مستقر است ، حال است يا خبر مبتداى محذوف و جمله مستأنف است .
أَمْ يَقُولُونَ افْتَراهُ قُلْ
آيا به افتراء مىگويند اين قرآن را من بافته‌ام ؟ اگر چنين است كه بشرى مىتواند پيش خود اين چنين قرآن بياورد ، پس بگو :
فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِثْلِهِ
شما سوره‌اى مثل آن بياوريد ، چون اگر آن كلام مخلوق باشد و شما هم كه فصيحان خلق هستيد بايد كه بتوانيد مثل آن را بياوريد .
وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ
همه كسانى را كه مىتوانيد در