نمىسازد ، و افساد غير اگر چه در ظاهر افساد غير است ولى در حقيقت اصلاح او است ، نه افساد ، پس « بغى » فقط منجر به افساد خود سركش متجاوز مىشود .
بنا بر اين لفظ ( على أنفسكم ) خبر از ( بغيكم ) مىباشد ، و وجوه ديگرى از اعراب نيز در آن محتمل است ، مثل اينكه ( بغيكم ) به معنى ( أو ) باشد و در آن معنائى تضمين شود كه مقتضى تعلّق به على باشد و جار و مجرور متعلّق به آن باشد .
( متاع الحياة الدّنيا ) لفظ ( متاع ) يا مرفوع و خبر از ( بغيكم ) مىباشد « 1 » ، يا اينكه ( على أنفسكم ) خبر باشد ، و ( متاع الحياة الدنيا ) خبر بعد از خبر « 2 » ، يا خبر مبتداى محذوف باشد « 3 » و حال از ضمير مستتر در ظرف ، يا جمله مستأنفه باشد .
و بنا بر اينكه ( متاع الحياة الدّنيا ) منصوب خوانده شود خبر عبارت از ظرف است و ( متاع الحياة الدّنيا ) نايب مصدر ( بغيكم ) است ، يا مصدر فعل محذوف است حال باشد يا مستأنف ، يا منصوب بر ذمّ است يعنى ذمّ متاع حيات دنيا .
و بنا بر قرائت نصب ( متاع ) احتمال دارد مفعول ( بغيكم ) نيز باشد وجوه ديگرى نيز محتمل است كه بعيد است ، مانند اينكه ظرف لغو باشد و ( متاع الحياة الدّنيا ) مرفوع باشد يا منصوب ، به وجوهى غير از وجه خبر بودن ، و نيز يكى از وجوه بعيد اين است كه خبر محذوف باشد مانند لفظ « محذور » يا « ثقل » يا « و بال »
هامش
( 1 ) در اين صورت معنى آيه اين است كه درباره بغى خبر دهد كه به خاطر متاع دنيا مىباشد .
( 2 ) اگر چنين باشد . بغى و سركشى در شماست و آن به سبب متاع حيات دنياست .
( 3 ) مبتداى محذوف ممكن است ذلك باشد يعنى آن متاع دنياست كه موجب « بغى » آن .