زمين ) قدرت و توانائى دارند به روياندن و نگهداشتن و اين گمان آنها ناشى از كمال غفلت و غرور آنها به تدبيرشان است .
أَتاها أَمْرُنا لَيْلًا أَوْ نَهاراً
يعنى امر ما به زمين يا به زخرف شب يا روز فرود آيد كه منظور از فرود آمدن امر به هلاك كردن و استيصال بهوسيله مرضها و آفتها مىباشد . چه در شب و چه در روز ( چه پنهان و چه آشكارا ) .
فَجَعَلْناها حَصِيداً
ضمير « جعلناه » به زخرف بر مىگردد و حصيد يعنى دروشده ، فعيل در اينجا بمعنى مفعول است و مذكّر و مؤنّث نيز در آن يكسان است ، و آن در لغت اسم چيزى است كه انسان با آهن آن را درو مىكند ، ولى مثل شده است در هر چيزى كه استيصال و ريشه كن شده باشد به نحوى كه چيزى از آن باقى نماند .
كَأَنْ لَمْ تَغْنَ
گويا كه نروييده يا اصلا چيزى نبوده .
بِالْأَمْسِ
يعنى قبل از آن زمان ، اين جمله نيز مثل شده براى زمان نزديك .
بدان كه اين تمثيل از بهترين اقسام آن است ، چون جميع اجزاء مثال با آنچه كه مثال براى آن زده شده در تشبيه مطابقت دارد ، چون نفس انسانى كه از آسمان ارواح نازل مىشود مانند آبى است كه از آسمان دنيا نازل مىشود ، و بدن انسان مانند زمين است در استقرار نفس . آب و قواى آن مانند نبات زمين است كه در اختلاف انواع آن . مغرور شدن انسان به قوّت نيروهايش و اشتداد آن مانند مغرور شدن اهل زمين است به زينت و زخرف