تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 341

مساهمون:

ص٣٤١
مَتاعَ الْحَياةِ الدُّنْيا ثُمَّ إِلَيْنا مَرْجِعُكُمْ فَنُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ
جواب سؤالى است كه از نكوهش به كالاى زندگى دنيوى ناشى مىشود ، لذا به دنبال آن زندگى چگونگى دنيوى را باز كرده مىگويد :
إِنَّما مَثَلُ الْحَياةِ الدُّنْيا كَماءٍ
يعنى زندگى دنيا مانند آبى است كه ،
أَنْزَلْناهُ مِنَ السَّماءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَباتُ الْأَرْضِ
از آسمان فرومىفرستيم ، سپس با گناه زمين مخلوط مىشود اختلاط نبات زياد شدن آنها و تداخل انواع مختلف آن است ، چنانچه بعضى با بعضى ديگر آميخته مىشود .
مِمَّا يَأْكُلُ النَّاسُ وَ الْأَنْعامُ حَتَّى إِذا أَخَذَتِ الْأَرْضُ زُخْرُفَها
يعنى زمين رنگهاى نبات و گياهش را به خود گرفت ، چه كه زخرف زمين عبارت از رنگهاى نبات آن است .
وَ ازَّيَّنَتْ
به اصناف نبات و گياه و گلها و سبزيها و به رنگهاى سبزه‌ها و گلهاى مختلف و اشكال و اختلاط آن مزيّن شده به نحوى كه نگاه‌كنندهء به آن را به شگفت وامىدارد .
وَ ظَنَّ أَهْلُها
يعنى اهل زمين يا اهل زخرف ، چون « زخرف » اگر چه مذكّر است ولى به اعتبار معنى كه عبارت از الوان نبات است ، وقتى به لفظ « ارض » اضافه شود جائز مىشود كه ضمير مؤنّث به آن بر گردد .
أَنَّهُمْ قادِرُونَ عَلَيْها
گمان كردند كه آنها قدرت بر زمين دارند به اينكه آن را برويانند و گياهانش را نمو دهند و آنها را نگهدارند تا از آنها بهره‌بردارى كنند ، يا اينكه بر زخرف ( گياه