است ، و اصل آن از اين جهت است كه مىگويند : دشمن به او احاطه پيدا كرده است ، به نحوى كه ديگر راه رهايى ندارد .
دَعَوُا اللَّهَ
بدل از « ظنّوا » است از نوع بدل اشتمال « 1 » ، يا جواب سؤال مقدّر است ، گويا كه گفته شده : چه كار كردند ؟
مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ
منظور از دين راه دعاء يا راه نفس به سوى خدا يا اعتقاد توحيد و سائر عقائد دينى است ، يا آن ملّت و دينى است كه از پيامبرشان به عنوان دين اخذ كردهاند ، و در وجه اخلاص در گذشته گفتيم كه تسلّط خيال و تصرّف آن موجب شرك ظاهر و باطن است و هنگامى كه بلاء متراكم گشته و امواج آن متلاطم شود ، و اسباب و چارهها قطع گردد از شيطان فرار كرده و مىگويد : من چيزى را مىبينم كه شما نمىبينيد من از خدا ، پروردگار عالميان مىترسم ، در اينجا است كه توحيد فطرى بدون معارض و بدون حجاب باقى مىماند .
لَئِنْ أَنْجَيْتَنا مِنْ هذِهِ لَنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِينَ
تفسير آن چيزى است كه خدا را به خاطر آن مىخوانند و آن حذف شده است ، تقدير آيه چنين بوده است . ( دعوا الله بشيء لئن أنجينا ) يعنى خدا را فرا خواندند به چيزى كه عبارت از اين است اگر ما را نجات دهى از شكرگزاران خواهيم بود . يا اينكه مفعول لفظ قول است كه محذوف است و حال .
هامش
( 1 ) اگر بدل اشتمال باشد درباره « ظنّوا » توضيح مىدهد تا چگونگى گفتن را معلوم دارد يا گمان شود كه مىگويد . يا شامل گمان يا يقينى مبتنى بر دعايى از روى اخلاص باشد .