تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 336

مساهمون:

ص٣٣٦
حالات سيركننده و محل سير و غايت سير است ، و آنگاه كه پردهء خيال از شما بر داشته شود اين معنى را مىفهميد ، زيرا شما خدا را وقت انقطاع وسايل و نااميدى از حيله‌هاى خيال مىخوانيد بنا بر اين مىدانيد كه او حال شما و دعاى شما را مىداند و قدرت بر اجابت شما را دارد ، و مىتواند بلا را از شما دفع كند ، پس شما او را مىخوانيد در حالى كه از اغراض خيال خالص و رها هستيد ، ولى هنگامى كه خداوند بلا را از شما برداشت و خيال مجدّدا بر شما مسلّط گشت آن علم فطرى شما با اغراض خيالى و هواهاى نفسانى شما محجوب و پوشيده مىشود ، و در نتيجه غير خدا را با خدا شريك قرار مىدهيد . بنا بر اين جمله تأكيد جواب و در نتيجه رسوايى براى آنهاست . مقصود از سير دادن خداى تعالى تمكين آنها از سير است بدين گونه كه اسباب داخلى آن را فراهم مىسازد از قبيل قوّه‌هاى علّامه و عمّاله ، و همچنين اسباب خارجى را آماده مىكند از قبيل مسطّح كردن زمين و تسخير مركبها ، و قرار دادن ما يحتاج او از قبيل خوردنى و آشاميدنى و پوشيدنى از چيزهايى كه نقل و انتقال در آنها ممكن است . يا اينكه مىگوئيم هر متحرّكى حتما به محرّك نيازمند است ، و محرّك اوّل در حركات اختيارى عبارت از نفس است كه همهء نيروها در خدمت آن است ، و نفس نسبت به خدا مانند ساير قوا و نيروها نسبت به نفس است كه در هيچ شأنى از شئون داراى استقلال نيست ، پس همان‌طور كه كار همهء نيروها در