و يا بگويد : اصلا شفاعتى وجود دارد ؟ خداى تعالى در پاسخ اين سؤال فرمود : شفاعتى جز به اذن خدا نيست ، و دخالت شفيع با اجازهء خداى تعالى و تدبير خداى تعالى است ، نه چيز ديگر .
ممكن است جمله حال باشد ، حال متداخل يا مترادف . و شفاعت در اينجا به معنى درخواست عفو از كسى است كه سلطنت بر غير دارد ، و يا به معنى درخواست احسان به غير است و استعمال آن در درخواست عفو براى غير شايع شده است .
البتّه شفاعت پيش خدا مخصوص به آخرت نيست ، چنان كه بعضى گمان كردهاند ، بلكه شفاعت در دنيا نيز براى انبياء و اوصياى آنان ثابت است ، چه استغفار انبياء براى توبهكنندگان كه به دست آنها بيعت كردهاند ، شفاعت محسوب مىشود ، و استغفار آنها بعد از بيعت براى بيعتكنندگان نيز شفاعت است ، و امر آنان به خير و نهى از شرّ و بدى و پند و موعظهء آنها خود نوعى شفاعت است .
بنابراين كسى كه به خود اين جرأت را بدهد كه مردم را امر و نهى كند و حلال و حرام خدا را با فتوى و موعظه بيان كند و آن را مانند ساير صنعتها و حرفهها وسيلهء امرار معاش قرار دهد و بدون اجازه از جانب خدا با واسطه يا بى واسطه به قضاوت بين مردم بپردازد چنين كسى تجرّى و جرأت بر خدا نموده است ، و تجرّى بر خدا نهايت شقاوت و ( سيهدلى ) است ، و اين كار براى كسى كه مرتكب آن شده است و جرأت بر اخذ بيعت از مردم بدون اجازه خدا نمودهاند ، شكست بزرگى است ، چنان كه
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 305
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
ص٣٠٥