غضب ممزوج باشد ، چنان كه عادت خداى تعالى و عادت جانشينانش در موعظه و پند و اندرز همين است كه از انذار و وعيد شروع مىكنند و به بشارت و وعده ختم مىنمايند . و از همين جهت است كه خداى تعالى با سادهترين وجه به وعده ختم نموده است ، و از جهت تباين بين آن دو ادات وصل نياورده ، و تفسير همهء اجزاى آيه در سورهء اعراف گذشت .
يُدَبِّرُ الْأَمْرَ
جملهء استينافيه است جواب سؤال مقدّر يا حال از فاعل « خلق » يا « استوى » است به صورت استقلال و انفراد يا به صورت تنازع . چون آفرينش آسمانها و زمين و همچنين استواى خدا بر عرش بر حسب حسّ ظاهرى پايان يافته ولى تدبير امور چيزى است كه تا مخلوق هست به آن احتياج دارد ، لذا آن را با لفظ مضارع كه دلالت بر تجدّد مىكند ادا نمود .
امر بر هر كارى گفته مىشود ، چنان كه گفته مىشود : به چه امرى مشغول شدى ؟ يعنى به چه كارى ؟ و همچنين بر حال شخص و بر طلب كردن چيزى به صورت حكومت و دستور ، و بر بجا آوردن آن طلب لفظ امر اطلاق مىشود .
بر مجرّدات نيز امر گفته مىشود ، كه
« أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ »
اشاره بر آن است ، و نيز بر مشيّت امر گفته مىشود ، زيرا كه تمام اشيا به سبب آن آفريده شدهاند ، و از آن به وجهى عرش و به وجهى كرسى تعبير مىشود و آن عبارت از ولايت مطلقه و حقيقت محمّديّه صلّى اللّه عليه و آله است .
و تدبير عبارت است از نظر و تأمّل در عاقبت كارها و