موجود است احتياجات آنها را كفايت نمىكند و محلّ آن حضرت تنگتر از آن است كه رفع احتياج براى سكونت آنها نمايد .
و استدراك بودن آيه مبتنى بر تلازم علم و عمل است و اينكه غايت از جميع اعمال حصول علم است .
بنابراين آوردن لفظ « مؤمنين » بجاى ضمير اهل مدينه براى اشاره به اين است كه ملازمت خدمت نبىّ صلّى اللّه عليه و آله بر اهل شرق و غرب واجب است مادام كه اسلام را تحصيل نكردهاند و آنگاه كه اسلام را تحصيل نمودند ( براى فرا گرفتن اوامر و نواهى الهى ) بر آنها جز خروج جماعتى جهت ملازمت خدمت نبىّ صلّى اللّه عليه و آله چيز ديگرى لازم نيست ، تا آن جماعت با علم و عمل تكميل شوند و استحقاق اجازهء ارشاد قومشان را پيدا كنند .
اگر آيهء اوّل دربارهء جهاد قرار داده شود و آيهء دوّم دربارهء تحصيل علم پس از آن بدون اعتبار استدراك عطف مىشود .
فَلَوْ لا نَفَرَ
چرا از هر گروهى دستهاى به سوى جهاد يا به سوى خدمت نبىّ صلّى اللّه عليه و آله يا مشايخش جهت تحصيل علم به سفر نروند ؟
مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ
گروهى كه مستعدّ و آماده استكمال دو قوّهء علمى و عملى باشند .
لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ
تا اينكه در طلب فقه و دانش باشند يا آن را تكميل كنند .
وَ لِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ
يعنى بعد از استكمال آنها در دو قوّه و اجازهء آنها در ارشاد و تعليم عباد ، قوم خود را