تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 281

مساهمون:

ص٢٨١
عين اينكه كشتن به دست آنها انجام گرفته نسبت قتل را از آنها سلب كرده است ، چون آنها از جهت نهايت تعجّب و حيرت و نزول آرامش و سكينه كه ظهور حقّ تعالى است مظهرهاى سكينه شدند ، و سكينه و آرامش مظهر خداى تعالى است لذا كشتن را از آنها سلب كرده و آن را بر چيزى كه در آنها ظاهر است اثبات نموده است و ان اوّلا عبارت از سكينه است و ثانيا حقّ اوّل است و لذا فرمود :
« وَ لكِنَّ اللَّهَ قَتَلَهُمْ »
كه حكم ظاهر اوّل را نيز اسقاط نمود ، و همچنين است قول خداى تعالى :
« وَ ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى » .
( هنگامى تير انداختى در واقع تو تير نينداختى بلكه خدا تير انداخت ) . پس آنچه كه آن نفس الأمر و واقع است و به انسان نسبت داده مىشود ، طورى است كه در حقيقت به خدا نسبت داده شود ، سلب آن از انسان صحيح مىگردد پس آنچه كه به انسان نسبت داده شود ( انسان انجام نداده بلكه خدا انجام داده است ) ، امّا نسبت آن اگر به خدا صحيح نباشد ، يا سلب نسبتش از او صحيح نباشد ، كذب و دروغ مىباشد . همچنان‌كه گفتار كار زبان است همچنين افعال و احوال و اخلاق و علوم ، گفتار اعضا و جوارح و قلب است . لفظ « صادق » در لغت بر كسى كه به نوعى از صدق متّصف باشد اطلاق مىشود ، ديگر متعرّض اين نيست كه آن راستى و صدق خوى و عادت براى او باشد يا اينكه عرضى باشد و لكن در عرف غالبا صادق به كسى گفته مىشود كه صدق ، خوى و
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 281 | سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه ) / رضاخانى / حشمت الله رياضى