مىشود و سبب حصول آن بيعت و اتّصال صورى و قبول ولايت است كه آن به منزلهء مايهء پنير براى شير اعمال مىشود و به منزلهء بذر براى زراعت آخرت است و نيز ناشى از ذكرى است كه صادقين به آنها تعليم مىدهند چه قلبى باشد يا زبانى ، چون ذكرى كه از ولىّ امر گرفته شود رقيق شده و نازلهء آن است و از مقام عالى آن نازل شده است و لباس ذكر قلبى يا زبانى پوشيده است و مقدارى از تحقيق اين مطلب قبلا گفته شد پس آن مصاحبت ، بر مصاحبت نفسى و ( درونى ) صادق است و همان همراهى با حقائق ملكوتى آنهاست كه از آن به صورت شيخ و سكينهء قلبى و فكر و رحمت و نعمت و آيت كبرى و اسم اعظم تعبير مىشود .
و براى اشاره به آن دو معنى خداى تعالى فرمود :
الَّذِينَ هُمْ عَلى صَلاتِهِمْ دائِمُونَ
زيرا كه همين ذكر و فكر نماز حقيقى است و نماز قالبى صورت آن نماز است و صوفيّه گفتهاند :
شايسته است كه سالك دائما در حال ذكر و فكر باشد و به فارسى گفته شده است : خوشا آنان كه دائم در نمازند .
و استمرار اين همراهى يك امر ممكن است اگر چه براى افراد ناقص از سالكين اين كار دشوار باشد .
پس معنى آيه اين است : اى كسانى كه با بيعت خاصّ ولوى ايمان آوردهايد ، از خدا بپرهيزيد از طريق قلب و مداومت بر ذكر و فكر سستى نورزيد .
ما كانَ
استيناف است براى بيان علّت امر سابق و معنى