تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 271

مساهمون:

ص٢٧١
إِلَّا عَنْ مَوْعِدَةٍ وَعَدَها إِيَّاهُ
استغفار ابراهيم جهت وفاى به عهدش بود ، و آن خصلت خوبى است ، و اين استغفار قبل از آن بود كه معلوم شود كه او از اصحاب جهنّم است ، و اين معنى به قرينهء قول خدا :
فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ أَنَّهُ عَدُوٌّ لِلَّهِ
مىباشد . يعنى وقتى معلوم شد كه او به طور فطرى دشمن خداست ، بدين معنى كه جهت محبّتش نسبت به خدا كه همان لطيفهء انسانى است منقطع گشته است .
تَبَرَّأَ مِنْهُ
از او بيزارى جست با اينكه او از نزديكترين نزديكان ابراهيم بود ، و قول خداى تعالى :
إِلَّا عَنْ مَوْعِدَةٍ وَعَدَها إِيَّاهُ
به وعدهء آزر به فرزندش كه اسلام بياورد تفسير شده است ، و اين تفسير مؤيّد مطلبى است كه ما ذكر كرديم ، زيرا كه وعدهء اسلام جز از ناحيه فطرت انسان نمىشود .
إِنَّ إِبْراهِيمَ لَأَوَّاهٌ حَلِيمٌ
« اوّاه » به كسى مىگويند كه زياد آه بكشد ، و بيشتر آه گفتن وقتى است كه بر فراق محبوبى محزون و اندوهناك باشد و آن مستلزم كثرت دعا و تضرّع در خلوت‌ها و در حال عبادت‌ها است ، پس آنچه كه وارد شده از تفسير آن به دعا يا در حال تضرّع و مناجات‌هاى پنهانى مىباشد و لازمهء تفسير اين است كه اين معنى مفهوم شود ، و اين جمله تعليل ( بيان علّت ) استغفار ابراهيم است .
وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُضِلَّ قَوْماً بَعْدَ إِذْ هَداهُمْ
هدايت تكوينى به اين است كه آنها را به مقام انسانيّت برساند كه به