تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 269

مساهمون:

ص٢٦٩
و آنگاه كه فطرتش منقطع شد لعن او به طور مطلق جائز است و دعاى خير در حقّ او جائز نيست . و قطع فطرت بر كسى معلوم نمىگردد مگر با شهود مراتب وجود آن شخص ، يا به وحى از جانب خدا ، يا به شنيدن از صاحب كشف و وحى . و آنچه كه در اخبار وارد شده است و علما نيز ( رض ) به آن فتوى داده‌اند مبنى بر اينكه مرتدّ فطرى توبه‌اش قبول نمىشود ناظر به همين معنى است و آنچه كه از فرق بين مرتدّ ملّى و فطرى چنان كه در اخبار است ذكر كرده‌اند به اعتبار اين است كه تولد بر اسلام و تولّد بر كفر و سپس خروج از اسلام كاشف اين دو ارتداد است ، و تحقيق ارتداد در سورهء آل عمران در ضمن قول خدا :
« وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلامِ دِيناً »
گذشت و براى اشاره به آنچه كه ذكر كرديم كه قطع فطرت دانسته نمىشود مگر بعد از واضح شدن از طريق كشف و وحى يا به شنيدن از صاحب كشف و وحى ، فرمود :
« أَنَّهُمْ أَصْحابُ الْجَحِيمِ »
يعنى فطرت آنان منقطع بوده و اميد نجاتى براى آنها نيست ، يعنى نه قبل از واضح شدن و تبيين و نه بعد از آن ترجمه و تفسير آيات 119 - 116

[ سوره التوبة ( 9 ) : آيات 114 تا 117 ]

وَ ما كانَ اسْتِغْفارُ إِبْراهِيمَ لِأَبِيهِ إِلاَّ عَنْ مَوْعِدَةٍ وَعَدَها إِيَّاهُ فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ أَنَّهُ عَدُوٌّ لِلَّهِ تَبَرَّأَ مِنْهُ إِنَّ إِبْراهِيمَ لَأَوَّاهٌ حَلِيمٌ ( 114 ) وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُضِلَّ قَوْماً بَعْدَ إِذْ هَداهُمْ حَتَّى يُبَيِّنَ لَهُمْ ما يَتَّقُونَ إِنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ ( 115 ) إِنَّ اللَّهَ لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ يُحْيِي وَ يُمِيتُ وَ ما لَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ