مشاهده صنع اللّه مىباشد كه غرايب صنع خدا را مشاهده كند و او در سفر اوّل نمىتواند صنع خدا را مشاهده كند بلكه جز مصنوع چيزى نمىبيند و در سفر دوّم يا اين است كه اصلا احساس به صنع و مصنوع نمىكند بلكه جز به شيخش آگاهى ندارد ، يا اينكه بر حسب تغييرات و تحوّلاتى كه در اصحاب دست راست و دست چپ رخ مىدهد جز مصنوع چيزى نمىبيند و در اين سفر آنگاه كه از جذبهاش افاقه حاصل مىكند مىبيند و مشاهده مىكند ولى جز صنع خدا و كارهاى شگفت او چيزى نمىبيند ، زيرا از تعيّنات كونيّه خارج و در وجود جز صفات و اسماى خداى تعالى نمىبيند و هر چيزى را كه مشاهده مىكند در مقابل آن خاضع و ذليل مىشود كه بر حسب تفاوت مراتب خضوع او همان ركوع و سجود ناميده مىشود .
پس آنگاه كه با اسماء و صفات خدا متحقّق شد و سفرش كامل گشت به همانجايى بر مىگردد كه از آنجا به اصلاح بندگان شروع كرده بود و از حقّ به خلق سفر مىكند . آنگاه به امر خدا امر و به نهى خدا نهى مىكند و امر و نهى كسانى را كه امر و نهى شدهاند حفظ مىكند و همچنين نگهبان غايات اوامر و نواهى آنها مىشود و مسافر اين سفر يا نبىّ يا رسول يا جانشين آن دو است و مقامات اين سفر نيز نامتناهى است و بر حسب عدم تناهى كلمات خدا و مقامات آن ، متعدّد و مختلف مىشود و مراتب انبياء و رسولان و آنچه كه مبنى بر تحديد پيامبران به يكصد و بيست هزار يا به يكصد و بيست و چهار هزار ، وارد شده است يا محض بيان كثرت است ، يا به جهت تحديد اصول
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 267
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
ص٢٦٧