خيرات انسانى او تسكين نمىيابد و توبهاش تمام و كامل نمىشود .
پس آنگاه كه طلب كرد و يافت و با توبه خاصّ در بيعت خاصّ و لوى و قبول دعوت باطنى توبه نمود و ايمان به قلبش داخل شد ، آنوقت است كه صورت توبهاش كامل مىشود و از نمونههاى خيرات انسانى لذت مىبرد ، و لكن مادام كه از ملك خودش خارج نشده و به ملكوت آسمانها داخل نگشته و ملكوت شيخش را مشاهده نكند توبهكننده محسوب نمىشود و لذّات انسانى براى او خالص نگردد و هنوز در سختى و زحمت و تنگنا باشد . در اين صورت به هيچ حالتى از احوالش راضى نمىشود و حالت او دائم منقلب است ( به اصطلاح گاهى در حال قبض و گاهى در حال بسط است ) تا جائى كه ملكوت شيخ را مشاهده كند و شيخ در زمين صدر او ساكن گردد و دينى را كه خداوند به آن راضى شده براى او حاصل شود .
در اين هنگام سير او از خلق به حقّ تمام و كامل مىشود ، زيرا كه ملكوت شيخ همان حقّ است به سبب حقيقت حقّ اوّل ، و در اين هنگام او سالك الى اللّه مىشود در حالى كه قبل از آن سالك به راه بود ، و بندهاى مىشود كه از بندگى نفسش خارج و در بندگى خدا داخل مىگردد ، و فعل او نيز فعل عبد مىشود ، زيرا كه شيخ در وجودش متمكّن شده و نسبت به شيخش مانند ملائكه نسبت به حقّ اوّل مىشود و نافرمانى شيخ نمىكند و به امر او عمل مىكند نه به امر خودش و بر او صادق مىشود كه عبد است و عابد و مسافر به سفر دوّم از حقّ به حقّ مىشود ،
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 265
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
ص٢٦٥