بوده و با مدركات عقلى هم به جهت ضعف آن درك نمىشود ، و اين تدريج در انزجار ، اگر چه در لغت توبه و انابه باشد ولى در نزد اهل اللّه توبه و انابه ناميده نمىشود ، زيرا توبه و انابه نزد آنان نام بازگشت از حيوانيّت به انسانيّت الهى است و چون راه اين بازگشت پنهان و غير واضح است بيشتر اوقات بازگشتكنندهء از حيوانيّت به سبب تدليس شيطان به حيوانيّت يا به شيطانيّت باز مىگردد و گمان مىبرد كه آن خيرات انسانى است و در نتيجه در چيزى واقع مىشود كه از آن فرار مىكرد پس مادام كه صحّت بازگشت او از حيوانيّت به انسانيّت ظاهر و واضح نشود اسم توبه بر آن اطلاق نمىشود و صحّت اين بازگشت ظاهر نمىشود مگر اينكه از سوى خدا مورد قبول واقع شود و قبول از جانب خدا ظاهر نمىگردد مگر به وسيلهء قبول كردن جانشينان خدا كه آنان مظاهر انسانيّت و افراد كاملى هستند كه با چشم بصيرتشان بين انسانيّت و حيوانيّت فرق مىگذارند .
پس آنگاه كه به نبىّ يا ولى رسيد و به دست او توبه كرد ، همان توبه خدا بر اوست زيرا كه نبىّ يا ولىّ بر او در بيعت عامّ نبوى و قبول دعوت ظاهرى استغفار كرده است . در اين حالت بازگشت و توبه و انابه ، با هر دو جهتش صادق شده اين شخص تائب به حساب مىآيد .
البتّه چون با اين توبه چيزى جز خيرات قالبى براى او حاصل نمىشود ، لذا به خيرات انسانى منجر نمىشود تا از آن لذت برد ، بلكه در آن جز سختى و زحمت نمىبيند و حرارت طلب
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 264
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
ص٢٦٤