لِحُدُودِ اللَّهِ
اشاره به مقامات الهى و مراتب ربوبى آنهاست ، يعنى سير در مظاهر الهى مىكنند در حالى كه متّصف به صفات ربوبى شده و خلقيّت و آفرينش را مبدّل به حقيقت كردهاند ، نظر به هر مظهرى در مرتبهء خودش مىكنند ، و حقّ هر صاحب حقّى را به او مىدهند و اين مرحله آخرين سفرهاى چهارگانه است و آن سفر به حقّ در خلق است .
بيان اين سفرها و مقامات آنها و آنچه كه در آنها وارد مىشود ، و آياتى كه از آنها مشاهده مىشود چيزى است كه در بيان بشر نمىگنجد و اين مختصر هم مجال آن تفصيل را ندارد .
و اجمال قول در اين مورد اين است كه انسان در زمان بچگى تا اوان بلوغ حيوان است همانند كرمها يا مانند چهار پايان و درندگان ، كه چيزى از خوبىها نمىداند جز آنچه را كه قواى حيوانى اقتضاء مىكند ، و از شرور و بدىها نيز چيزى درك نمىكند ، جز آنچه كه به او ضرر مىزند .
پس از بلوغ و رشد و ظهور لطيفهء انسانى و تميز خيرات و شرور عقلى انسانى يا در همان حدّ حيوانيّت مىايستد و در او چيزى از انسانيّت باقى مىماند ، يا از حيوانيّت به اسفل السّافلين سقوط كرده و لطيفهء انسانى را هلاك مىكند ، يا اينكه از حيوانيّت منزجر مىشود و به خيرات انسانى رغبت مىكند ، و به تدريج پيش مىرود تا اينكه كسى را طلب كند كه براى او طريق جلب خيراتش و دفع شرور انسانيش را بيان كند .
زيرا كه بيان اين مطلب از ادراك مدركات حيوانى خارج