حسب مراتب جنود حيوان مادام كه اختيارا يا اضطرارا نمرده باشد جدا نمىشود ، با توجّه به جهات فوق هر سه فعل را مضارع آورد تا دلالت بر استمرار بكند .
فَيَقْتُلُونَ وَ يُقْتَلُونَ
پس مىكشند و كشته مىشوند اوّلى به صورت معلوم و دوّمى به صورت مجهول و بالعكس نيز خوانده شده است .
وَعْداً عَلَيْهِ
يعنى وعده جنگ بر حسب شرط در بيعت يا وعده بهشت در مقابل انفس و اموال بر خدا وعده ثابت و قطعى است .
حَقًّا
صفت براى ( وعدا ) يا حال از آن يا مصدر فعل محذوف است يعنى آن وعده حقيقتا ثابت شدنى يا تثبيت شده است .
فِي التَّوْراةِ وَ الْإِنْجِيلِ وَ الْقُرْآنِ
كه خداوند در هر سه كتاب آسمانى تورات و انجيل و قرآن ياد كرده است . لفظ ( اوفى ) افعل التّفضيل يا فعل ماضى است .
وَ مَنْ أَوْفى بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَيْعِكُمُ الَّذِي بايَعْتُمْ
وفادارتر از خدا به عهد خود كيست ؟ پس به بيعتى كه با خدا توسّط مظاهرش كرديد ، بشارت باد .
بِهِ
اگر ( اوفى ) افعل التّفضيل و ( من ) استفهاميّه باشد لفظ ( فا ) جواب شرط محذوف است يعنى وقتى كه كسى باوفاتر از خدا به عهدش نيست پس بشارت دهيد . و اگر ( اوفى ) فعل ماضى باشد و ( من ) شرطيّه يا موصوله فاء جواب شرط مذكور است ، و ( اذ ) موصوله در مثل اين مقام متضمّن معنى شرط است و لكن در اين هنگام بعد از فاء قول در تقدير گرفته مىشود ، يعنى به آنها گفته مىشود : بشارت دهيد . و وجه اوّل از آن