اختيارى در حين بلوغ است ، پس اگر توفيق مساعد آن نفوس شد و دل بسته به عقول مجرّد و مظاهر بشرى آنها بر حسب اختيار و تكليف خدا شد ، در اين صورت به حيات ابدى فائز مىشود ، و اگر خداوند او را خوار كرد و دل بسته به شيطان و مظاهر بشرى آن شد كه از آن به خدا پناه مىبريم به مظاهر قهرى سقوط كرده هلاك مىشود .
و چون در ابتداى امر مدركات عقلى ضعيف و مدركات حيوانى و شيطانى قوى است به نحوى كه درك نمىكند مگر آنچه را كه مدركات ظاهرى و باطنى حيوانى اقتضا كرده يا آنچه را كه قواى حيوانى و شيطانى اقتضا كرده است ، و ادراك عقول و دلبستگى به آن بدون واسطهء بشرى كه با مدركات حيوانى درك شده باشد ميسّر نمىگردد لذا خداى تعالى به نفوس امر كرد كه به مظاهر عقول از انبياء و جانشينان آنها دل بستگى پيدا كنند ، و تسليم آنها شده و پيرو آنها گردند ، و چون عوالم با همديگر تطابق داشته و مراتب با هم توافق دارند و سريان حكم هر عالم و مرتبهاش به ساير عوالم و مراتب لازم است ، خداوند آن نفوس را امر به بيعت كرده كه مشتمل بر دل بستگى جسمانى به سبب پيمان بستن به دست متعلّق و متعلّق به دل بستگى گوش هر يك به زبان و صداى ديگرى است . تا اينكه دل بستگى نفسانى موافق با دل بستگى جسمانى شود و به مرتبهء بشريّت سريان كند ، و آن بيعت از زمان آدم عليه السّلام تا زمان ظهور دولت خاتم صلّى اللّه عليه و آله سنّتى پابرجاست ، به نحوى كه اهل هر دينى هيچ كس را از اهل آن دين به حساب نمىآورند مگر با بيعت با صاحب آن دين يا با كسى
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 255
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
ص٢٥٥