تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 256

مساهمون:

ص٢٥٦
كه صاحب دين او را براى بيعت گرفتن از مردم نصب كرده است . و براى اين بيعت شرائط و آداب مقرّرى نزد آنان بوده ، و از آن جهت كه اين بيعت شرافت داشت ، با نااهل بيعت انجام نمىشد ، لذا پس از فوت صاحب دين ، اغراض شخصى و ملّى بر مردم حاكم شد و بيعت كم‌كم پنهان گرديد و عامّه پنداشتند بيعتى وجود ندارد . و قول خدا « و بئر معطّله » ( چاه كفّار ) اشاره به تحقيق به دين به سبب دخول در آن است كه اين امر بواسطهء بيعت حاصل مىشود ، و « قصر مشيد » اشاره به صورت دين است كه بر سبيل رسم و مليّت اخذ مىشود بدون اينكه به آن دين تحقّق حاصل شود . حال كه اين مطلب مقرر شد بدان كه چون آن بيعت بدون مظاهر بشرى محقّق نمىشود ، زيرا وصول به خدا و به عقول بدون واسطهء آن مظاهر غير ممكن است ، و از سوى ديگر محقّق شده است كه مظاهر يعنى انبياء و جانشينان آنها ، چون آنها در خدا فانى هستند مخصوصا هنگام اخذ بيعت و خريدن انفس و اموال ، وجود آنها وجود خداست نه وجود خودشان چه در اين هنگام نفسيّتى براى آنها نيست ، و فعل آنها فعل خداست نه فعل خودشان و از طرفى اشخاص قاصر و كوته‌بين بيعت را جز با وسائط نمىبينند و نظر به غير آنچه كه در آن ظاهر است نمىكنند . و لذا خداى تعالى به طريق حصر قلب « 1 » يا تعيين يا افراد فرمود :
« إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى »
يعنى خدا خريده است نه
هامش
( 1 ) قبلا در جلد اوّل حصر قلب توضيح داده شده است