مطمئنّه و لوّامه رهنمون مىشوند و نشر مىدهند
وَ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسانٍ
و كسانى كه به نيكى از آنان پيروى كردند . عطف بر « السّابقون » يا بر « الأوّلون » يا بر « المهاجرين » است ، يا مبتدا در خبر است ، و جمله عطف بر سابق است .
امّا احسان ضدّ اسائه است كه گاهى نسبت به خارج از وجود فاعل اعتبار مىشود ، مثلا گفته مىشود نسبت به خلق يا به زيد احسان كن ، و گاهى نسبت به آنچه كه داراى آن است از حال و فعل كه در اين صورت مفعول حذف مىشود ، مثلا گفته مىشود : ( أحسن زيدا و هو محسن ) يعنى به زيد نيكى كن كه زيد در حالتش يا فعلش داراى حسن است ، و بارها گفتهايم كه حسن حقيقى همان ولايت است ، و هر حالت يا فعل كه به ولايت نسبت داده شود حسن است اگر چه ظاهر نيكوئى نداشته باشد . و هر چيزى كه به ولايت منسوب نباشد آن قبيح است اگر چه ظاهرش نيكو باشد .
و مقصود از احسان در اينجا قرار دادن حال و فعل متّصل به نبوّت و ولايت است و معنى آيه اين است كه كسانى كه به سبب اسلام و ايمان تابع آنها شدند ، خدا از آنها راضى و آنها از خدا راضى شدند .
رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ
چگونگى رضايت خدا و رضايت بندگان در سورهء بقره در بيان توابيّت خداى تعالى گذشت .
وَ أَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي تَحْتَهَا الْأَنْهارُ خالِدِينَ فِيها أَبَداً