شده است كه همان سبقت حقيقى است .
ممكن است كه « السّابقون الأوّلون » مبتدا و خبر باشد كه از قبيل عطف جمله مىشود ، و بنا بر اين معنى آيه چنين است كه سابقون همان نخستينها در درجات قرب هستند يا اينكه مبتداست و خبر آن « من المهاجرين » يا « رضى اللّه عنهم » است كه بنا بر اين همچنين از قبيل عطف جمله است ، و توصيف به « اوّلون » به همان جهت است كه ذكر شد .
مِنَ الْمُهاجِرِينَ
يعنى كسانى كه از مكّه به مدينه محض خدمت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله مهاجرت كردهاند يا كسانى كه به صورت مطلق از وطنهايشان به مدينه هجرت نمودهاند .
وَ الْأَنْصارِ
يعنى كسانى كه پس از هجرت او را يارى كردند ، و در خبر وارد شده كه مهاجر كسى است كه از گناهان مهاجرت كند ، و در خبر ديگرى است كه اسم هجرت جز به معرفت حجّت واقع نمىشود . بنا بر اين منظور از مهاجر كسى است كه از خانهء نفس مشرك خود به سوى شهر پيامبر كه قلب است هجرت نموده باشد .
چون زمان در مكان نفس و قلب منطوى است پس هجرت مكانى و سبقت زمانى مورد اعتناء نيست ، بنا بر اين لازم نمىآيد كه هر مهاجر صحابى به محض هجرت مكانى و سبقت در آن مهاجر باشد تا چه برسد به اينكه در هجرت پيش قدم باشد .
و مقصود از انصار كسانى هستند كه در شهر قلب ساكن هستند و توجّه به آباد كردن نفس مطمئنّه و لوّامه دارند و احكام نبىّ قلب را به طرف اهل صحراى نفس امّاره و آبادى نفس