تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 219

مساهمون:

ص٢١٩
سازى تو پاسخ دهى كه من مالى كه به شما مساعدت كنم ندارم و بر آنها كه بر مىگردند در حالى كه از شدّت حزن اشك از چشمانشان جارى است كه چرا نمىتوانند مخارج سفر خود را فراهم سازند حرج و گناهى بر ترك جهاد نيست ، منحصرا گناه و عقوبت آنهايى راست كه با وجود تمكّن و دارايى از تو رخصت معافيت از جنگ مىطلبند و خوش دارند كه با زنان و كودكانشان در خانه نشينند و به جهاد حاضر نشوند و خدا بر دل آنها نقش كفر و ظلمت زده است ، كه حقايق را درك نمىكنند .

تفسير

وَ جاءَ الْمُعَذِّرُونَ
و عذرآورندگان نزد تو آمدند ، معذرون از « عذر فى الامر » است وقتى كه در كارى كوتاهى كرده باشد گويا كه در اصل چنين بوده ، در اعلام عذر مبالغه نمود ، چون كوتاهى در آن كرده بود ، يا از « اعتذر » به معنى مبالغه كردن در اعلام عذر است ، و مبالغه در اظهار عذر محقّق نمىشود مگر در جايى كه در امرى كوتاهى كرده باشد ، و « معذرون » بدون تشديد از باب افعال خوانده شده تا به معنى « معذّرون » با تشديد از باب تفعيل باشد .
مِنَ الْأَعْرابِ
اعراب كسانى هستند كه ساكن آبادى نيستند و در صحراها زندگى مىكنند يعنى باديه‌نشينان ، جمع است و مفرد ندارد چنان كه برخى گفته‌اند ، يا جمع « عرب » است كه مخصوص بعضى از افرادش گشته است ، و « عرب » با ضمّه و با حركت كسانى هستند كه در آبادى سكونت دارند يا اعمّ از آنهاست .
لِيُؤْذَنَ لَهُمْ
تا به آنها اجازهء تخلّف از جنگ داده شود