تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 221

مساهمون:

ص٢٢١
نمىيابند ، در خوددارى از جهاد باكى نيست .
إِذا نَصَحُوا لِلَّهِ وَ رَسُولِهِ
هرگاه در عمل براى خدا و پيامبرش اخلاص ورزند يا خير ديگران را ظاهر سازند و آنها را به انجام آن تشويق و ترغيب نمايند ، و اين عمل آنان خالصانه و از باب دلسوزى باشد . اگر به جنگ نروند گناهى بر آنان نيست .
ما عَلَى الْمُحْسِنِينَ مِنْ سَبِيلٍ
و بر نيكوكاران ( بىبضاعت ) كه براى رضاى خدا مردم را پند و اندرز دهند ( و تعليم قرآن نمايند ) ، در موضع بيان علّت است ، يعنى كسى كه از جهت عذر خوددارى مىورزد به شرط اينكه در راه خدا به خلق دلسوزى نمايد مجاهد و نيكوكار محسوب مىشود ، و نيكوكاران را راهى براى سرزنش و ذمّ و عتاب در دنيا نيست .
وَ اللَّهُ غَفُورٌ
خداوند بدكار را مىبخشد تا چه برسد به نيكوكار .
رَحِيمٌ
پس راهى براى عقوبت نيكوكاران در آخرت باقى نمىماند .
وَ لا عَلَى الَّذِينَ إِذا ما أَتَوْكَ لِتَحْمِلَهُمْ
يعنى كسانى كه قدرت بدنى و مالى براى جهاد دارند ولى طاقت پياده آمدن با تو را ندارند و توانايى تهيّه زاد و توشه و لوازم سفر را نيز ندارند و مىآيند و از تو در خواست مهيّا كردن لوازم سفر مىكنند .
قُلْتَ لا أَجِدُ ما أَحْمِلُكُمْ عَلَيْهِ تَوَلَّوْا وَ أَعْيُنُهُمْ تَفِيضُ مِنَ الدَّمْعِ حَزَناً أَلَّا يَجِدُوا ما يُنْفِقُونَ
لفظ « الدّمع » به جاى تميز نشسته است ، و تميز گاهى به سبب لفظ « من »