تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 222

مساهمون:

ص٢٢٢
مجرور مىشود ( من الدّمع ) و گاهى نيز منصوب مىگردد ( دمعا ) يا اينكه در كلام يك نوع قلب و تغيير واقع شده است و اصل آن چنين بوده : « و الدّمع يفيض من أعينهم » و قلب بدان جهت صورت گرفته كه مبالغه‌اى در زيادى اشك چشم باشد ، يا اينكه لفظ « من » براى تعليل باشد و معنى آن بنا بر مبالغه چنين مىشود كه گويا چشمهايشان از زيادى اشك ذوب مىشود و فرومىريزد .
إِنَّمَا السَّبِيلُ عَلَى الَّذِينَ يَسْتَأْذِنُونَكَ وَ هُمْ أَغْنِياءُ
فقط اين راه كيفر براى كسانى است كه از تو در خواست عدم شركت در جهاد مىكنند در حالى كه از جهت مالى و بدنى غنى و بىنيازند .
رَضُوا بِأَنْ يَكُونُوا مَعَ الْخَوالِفِ
با وجود اين خشنودند كه با خودداران از جنگ يكسان باشند تكرار عبارت به جهت مطلوب بودن تطويل و تأكيد و تكرار در مقام سختگيرى و خشونت است .
وَ طَبَعَ اللَّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لا يَعْلَمُونَ
خدا بر دلهايشان مهر نفاق نهاده است ، ازاين‌رو در نمىيابند زيرا علم وقتى مصداق دارد كه به افزونى گرايد و به دانش ديگرى كشاند كه راهى آخرت گردد ، چنان كه در مفهوم فقه نيز همين مأخوذ است . لذا داراى دو جنبه مثبت و منفى در موضوع واحد به اعتبار مفهوم عرف و مصداق حقيقى است ( كه يكى را نفى و ديگرى را اثبات مىكند ) پس علم و فقه از نظر مفهوم مختلف ولى از نظر مصداق يكى هستند ، اين مطلب بارها تكرار شده است .
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 222 | سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه ) / رضاخانى / حشمت الله رياضى