از عقبى . و چون ذمّ اموال و اولاد اين توهّم را پيش آورد كه آن به هر حال مذموم است ، در حالى كه كثرت اموال و اولاد در بين مؤمنين نيز هست ، و از سوى ديگر ذمّ قاعدين از جهاد نيز اين توهّم را پيش آورد كه در بين مؤمنين نيز كسانى هستند كه خروج به جهاد را دوست ندارند و دوست دارند به جنگ نروند ، براى رفع اين توهّمات به آنان خاطر نشان ساخت كه :
لكِنِ الرَّسُولُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ
امّا رسول و كسانى كه با او هستند يعنى كسانى كه داراى فضل و برترى حقيقى هستند .
جاهَدُوا بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ وَ أُولئِكَ
با مال و جان خود به جهاد مىپردازند و آنان بزرگانى مستعد بودند .
لَهُمُ
مخصوصا ، براى آنهاست .
الْخَيْراتُ
خيرات نفسانى و بدنى ، از قبيل استكمال نفوس به داشتن خصلتهاى نيك و اخراج نفس از رذائل ، و جمع شدن غنيمت با يارى و قدرت و برترى با اولاد و شهرت و ثنا .
وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ
و آنان از رستگارانند . تكرار اسم اشاره ( اولئك ) جهت تمكين و تصوير آنها به اوصافى است كه ذكر شد تا مانند ذكر علّت باشد ( يعنى به علّت اينكه آنها خيرات نفسانى دارند آنها رستگارند ) و نيز براى اينكه هر يك از مسندها مستقلّا اختصاص به موضوع داشته باشد ( خيرات مسند به اولئك اوّل ، مفلحون مسند به اولئك دوّم
أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِينَ فِيها
جواب سؤال از حال آنهاست يعنى خداوند براى آنان بهشتهايى آماده كرده است كه در آنها نهرها جارى است و