پيامبر است به گونهاى به تو مىگويم ، تا آنها بفهمند ( يا به در مىگويم كه ديوار بشنود ) و عتاب مقرّبين درگاه الهى از باب كنايه از كسى كه در حقيقت مستحقّ عتاب است .
نزديك گردانيدن مقرّبين به خدا و اهانت به مستحقّين عتاب است بدين گونه كه آنها را از درجهء خطاب و عتاب ساقط نموده باشد ، لذا نفرمود : خداوند به تو جواب نمىدهد .
بلكه فرمود :
خدا آنها را نمىبخشد ، چون عتاب متوجّه رسول صلّى اللّه عليه و آله نبود .
و اشكال به اينكه استغفار پيامبر حتما به اجابت مىرسد ، زيرا غير او هر كس به توسّط رسول خدا به خدا متوسّل شود خدا اجابت مىكند پس چگونه استغفار خود پيامبر را جواب ندهد و كسى كه پيامبر براى او استغفار كرده است مورد بخشش الهى قرار نگيرد . . ؟ ! جواب داده مىشود به اينكه مقصود مبالغه در عدم استحقاق آنها به مغفرت و بخشش است به نحوى كه اگر فرض شود رسول صلّى اللّه عليه و آله هم براى آنها استغفار كند و استغفار رسول هيچ وقت از اجابت جدا نيست باز هم آنها بخشيده نمىشوند .
و مثل اين گفتار در كلام عرب زياد است كه نفى جزا را معلّق بر امرى مىكنند كه مستلزم تحقّق جزاست تا مبالغه در عدم تحقّق آن بكنند ، و استعمال عدد هفتاد براى اين است كه اين عدد بيشتر اوقات در كثرت استعمال مىشود ، زيرا كه آن از مراتب اعداد تامّه است مانند هفت و هفتصد ، و لذا بعد از عدد
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 208
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
ص٢٠٨