ترجمه :
آنهائى كه خوشحالند كه در خانه نشستهاند و از حكم جهاد در ركاب رسول خدا تخلّف ورزيدند و مجاهده به جان و مالشان در راه خدا بر آنان سخت ناگوار بود و مؤمنان را از جهاد منع كرده و به آنها مىگفتند : شما در اين هواى سوزان از وطن خود بيرون نرويد . آنان را بگو آتش دوزخ بسيار سوزانتر از اين هواست اگر مىفهميد .
اكنون آنها بايد خنده كم و گريه بسيار كنند كه به مجازات سخت اعمال خود خواهند رسيد .
پس اگر خدا ترا به سوى گروهى از آن متخلّفان به مدينه برگرداند و آنها به ملاقات تو آمده اجازهء جهاد خواهند بگو اجازه نمىدهم ابدا . شما با من به جنگ نخواهيد آمد و با هيچ يك از دشمنان من جهاد نخواهيد كرد شما هستيد كه اوّل بار با تخلّف خود از سفر جهاد اظهار مسرّت مىكرديد اكنون هم به جاى خود بنشينيد ،
ديگر هرگز به نماز ميّت آن منافقان حاضر نشده و بر جنازهء آنها به دعا نايست كه آنها به خدا و رسولش كافر شدند و در حال فسق و بدكارى مردند .
تفسير :
فَرِحَ الْمُخَلَّفُونَ بِمَقْعَدِهِمْ خِلافَ رَسُولِ اللَّهِ
جواب سؤال از حال آنهاست ، يا از علّت تغليظ بر آنها و عدم مغفرت آنهاست ، و تدارك ديگرى براى توهّم عدم قبول استغفار رسول است ، و « خلاف رسول اللّه » يا ظرف براى « مقعدهم » است اگر به معنى عقب باشد ، يا مفعول له براى « فرح » يا « المخلّفون » يا « مقعدهم » مىباشد بر سبيل تنازع يا عامل يكى از آنها به طور انفراد است .