و يك صاع را براى عائلهام گذاشتهام « 1 » .
و نيز در شأن نزول آيه ذكر شده « 2 » كه على عليه السّلام مزدورى كرد و مزدش را به خدمت رسول خدا آورد ، پس منافقين آن عمل او را عيب گرفتند .
فَيَسْخَرُونَ مِنْهُمْ سَخِرَ اللَّهُ مِنْهُمْ
و مسخره كردند ، خدا نيز آنان را مسخره كرد . استعمال استهزاء و سخريّه در حقّ تعالى از باب مشاكلهء لفظى و مشابهت معنوى ، و آن يا جملهء دعائى است كه در اين صورت عطف قول خدا
وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ
است از باب اين كه آن جمله نيز دعائى است ، يا به اعتبار اخبارى است كه لازمهء دعاست ، گويا كه گفته است : براى آنها عذاب خداست ، كه عذابى دردناك است .
يا جمله خبريّه است كه ديگر اشكالى در عطف نيست .
اسْتَغْفِرْ لَهُمْ أَوْ لا تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ
امر و نهى در اينجا براى تسويه بين دو مطلب است و حقيقت امر و نهى از آن دو منظور نيست ، و لفظ ( أو ) براى تخيير است ، بنا بر آنچه كه روايت شده است كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در وقتى كه بر جنازه عبد اللّه بن ابى نماز مىخواند در جواب كسى كه پرسيد : آيا پروردگارت از استغفار براى منافقين نهى نكرد ؟ فرمود : خداوند مرا مخيّر ساخته است .
إِنْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعِينَ مَرَّةً فَلَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ
اين عتاب
هامش
( 1 ) صافى 2 : ص 365 ، قمى 1 ص 302 .
( 2 ) صافى 2 : ص 367 ، عياشى 2 : ص 102 / ح 93 .