تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 19

مساهمون:

ص١٩
جز از خدا نمىبيند ، و گاهى از وجههء نفسىاش به سبب اسباب عوارضى كه گاهى پيش مىآيد غافل مىشود ، مانند غلبهء خوف و غضب و شادى و غير اين‌ها ، و در اين هنگام نه احساس به خودش دارد ، و نه نسبت به فعل به خودش در نظر او صحيح است ، همانند كسى كه در حال اشتغال به كار ، كسى را كه در مقابلش قرار گرفته مىبيند ولى به ديدنش ادراكى ندارد ، بلكه ديدن را از خودش نفى مىكند . پس از بيان مطلب فوق بايد دانست كه : مؤمنين در حال قتال و كارزار از جهت وحشت و دهشتى كه به آنها روى مىدهد از خود بى خود مىشوند به نحوى كه نه خودشان را احساس مىكنند و نه فعل خودشان را ، بلكه ملائكه آنها را گردانده ، اين طرف و آن طرف مىكشانند و حركت در بين آنها ايجاد مىكنند ، و صورت جنگ را به دست آنها ظاهر مىسازند ، پس اگر خداى تعالى بگويد : شما آنها را نكشتيد ، اثبات موجوديّت آنها و نفى فعل از آنها مىباشد ، و همچنين است اگر بگويد : « اذ قتلتموهم » اثبات فعل و موجوديّت با هم براى آنهاست ، در حالى كه در نظر آنها نفسانيّت و فعليّت براى خودشان وجود ندارد ، و نيز اگر مىگفت : « ما قتلتموهم » اشعار به نوعى موجوديّت براى آنها مىشود به خلاف « لم تقتلوهم » چون « واو » اگر چه ضمير است و لكن بين غايب و حاضر و حرف اعراب مشترك است ، پس بدان مىماند كه تصريح به فاعل نشده باشد . و چون نفسيّت ( حقيقت ) رسول صلّى اللّه عليه و آله به سبب نفسيّت